تبلیغات
شوق رهایی
شوق رهایی

**Renounce the world**


یه آهنگ هدیه به شما

سلام به همه رفقا چیزی ندارم که بگم درباره آهنگ فقط اگه دوست داشتید دانلود کنید .
راستی لینک مستقیم گذاشتم


http://uplod.ir/files/7/duz9yuc2pmvi60/01_Jangale_Cheshmaat.mp3


1391/02/4 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

. . .

به نام صابخونه

هرجا رفتم حکم دل بود،ولی بیدل بازی کردم!گفتن:خشت باشه.

گفتم نچ!مصالح میخاد که من ندارم و حرفشم  نزنید!

این سال های آخر عمرم ،همه واسم حکم مسافر رو دارن،سوار میشن به مقصد

خودشون که میرسن فقط میگن دستت درد نکنه،بعضی ها هم که یکم لوتی هستن

میگن:داداش خسته نباشی،دستت درست،ولی باز آخرش جمله میشه چقدر شد؟

همه به اندازه ی  . . .

بیخی،پیاده میشن و از هم دور میشیم و دووووور تر  !

اصلاً " اینا چیه میگم ؟ ! هان

خود منم که مسافرم!

بخوام ، نخوام ،

باید برم

تا چند ساعت پیش میگفتم سهم من از بارون 1قطره که میتونه باشه ؟ نمیتونه ؟

ولی الان میگم یه وقت یا یه روز اگه بارون بارید دفترتون رو باز کنید و بنویسید:

به حساب اونایی که نریختم و اونایی که ریختم و ندیدید.

اصلاً بیایید یه قولی بهم بدید که هرجا بودید لحظه ای که بارون بارید منو فراموش

کنید

اینجوری دل کندن از شما واسم راحت تره نذارید عذاب بکشم

همه ی زندگیم شده : اما ؟ اگر ؟

ولی اما واگر منو میکارن ،جاش کوفت در میاد

ادعا ندارم همین

 

 


1391/01/23 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

هیچ عنوانی نداره این مطلب

الهی به امید تو (نه خلق فلان فلان شده)

پووووووووف پووووووووووف شرمنده برو کنار خاک تو چشمت نره که شما هم ازم دلخور بشی،دلم پر شده بدجووور اصلا پیچ و مهره دهنم هم شل شده ولی الان میتونم یه کم کنترلشون کنم

صبح داشتم آهنگ فرصت زندگی از سامان جلیلی گوش میدادم که یهو گوشیم زنگ خورد بدون اینکه صفحه رو نگاه کنم جواب دادم ازصداش 3سوت فهمیدم مهدی بامرام از برابچ وبلاگ هستش دمش گرم خیلی لوتی هستش عشق است اوس مهدی

صحبت از عیدِ هر قبرستونی میری ولی کدوم عید؟ هان! عیدی که تنهایی رو میخای خوشحال باشی یا ازاین خوشحال باشم که الان رفته تبریز همون جایی که همه چیز از رفتنش شروع شد؟

وقتی دارم اینارو مینویسم دوشاخه محبت رو لبم نشسته و هی از لبام بوسه میچینه،اونایی که یه عمر از بدبختی گله میکردن اونا هم با اومدن عید خوشحال شدن آخه این س.گ مصب چی داره که همه یادشون میره :

یادشون میره عمر کوتاهه کوتاهتر از چیزی که یه ذهنت نمیرسه . . .

یادشون میره دنیا خیلی کوچیکتر از این حرفاس  . . .

آدما زنده شون با هم فرق داره مرده ی آدما هیچ فرقی با هم نداره همه افقی میرن تو قبر

آی زمونه چقدر تو نامردی

ایندفه نشستم رو زمین خبری از میز و کامپیوتر و این آتاشغالا نیس سرمو میارم بالا هرچی بیشتر بالا رو نگاه میکنم میبینم با زندون فرقی نداره خبری از آسمون بالای سرم نیست.همونی که آبی رنگه غروب جمعه هاش مثل خنجرتو قلبت لونه میکنه.

ای بابا واسه کی دارم اینارو میگم الان همه به فکر مهمونی رفتن و خریدن کی میاد اینارو بخونه شاید فردا یا شایدم چهار پنج روز دیگه یا بیشتر.اونی که دوستش دارم تاریخ تولدم یادش نبود ازون گذشته سالگردمون

امشب دوشاخه محبت تا خود صبح کنارمه از ساعت 12شب هم میشینم پای یاهو هرکی حال کرد چند کلمه ای باهم حرف بزنیم بسم الله(البته اگه کسی باشه که بعید میدونم)

من این عید رو به هیچکس تبریک نمیگم ازم ناراحت نشید اصلاًهم دوست ندارم کسی بهم تبریک بگه

نفهمیدم چی نوشتم

ساعت 12:19 دقیقه صبح همون عیدی که شما هرکدومتون با یکی یا یه خانواده ای بودید

انتظار چیز بدی هستش

دیشب گفتم که کسی نمیاد بخونه الان ازبی خوابی دارم میمیرم آهنگ لباس نوازمحسن چاوشی داره تکرار میشه وقتی دور خودمو نگاه میکنم میبینم ازدیشب کلی فیلتر لعنتی شده بود همدمم . . .

 


1390/12/29 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

یه کم قاط زدم

به نام اونی که دنیا ساخت خودشه،آرامش قلبِ منِ فقیر و شما که دارا هستی،حرکت تمامِ آدما با جک جونورهای زمین

 و آسِمونا همه و همه از یه چشم به هم زدنِ خودشه

بعد از خدا با این شروع میکنم:

زندگی     چیزی    نیست

                 که   لب   طاقچه  عادت

                            از  یاد  من  و  تو  برود   

                                        زندگی   آب   تنی   کردن

                                                      در   حوضچه  اکنون  است

بابت تاخیر منو ببخشید.آخه اعصاب نداشتم یه تاکسی نامرد به داداشم زده بود ودست و پاش روهم یه حال اساسی داده بود.داداشی بنده هم نمیدونم روچه حسابی به ساعت نکشیده بود با اون حال خرابش رضایت داده بود  وطرف هم حاجی حاجی مکه  تو اونجاش عروسی رفت که رفت!آی تو روحت نامرد!! منم یه بار داداشی رو بردمش حموم از زندگی سیر شدم.خدا نصیب هیچ آدمی نکنه.آمین

هدف من از این مطلب یه چیز دیگه اس پس خواهش میکنم درست نظر بدید.آخه من جواب آدمایی که همه چیز رو به شوخی میگیرن نمیدم و ندادم.امید  دارم که دیگه تکرارنکنن.

میگن تو این دنیای عجیب و خفن امروزی (از نظر من) ولی واسه اونای دیگه که میشه تکنولوژی(اوهو چه غلطا ! لغت خارجکی بکار بردی؟ببند دهنت رو تا نبستمش.ببخشید این کودک درون منه.دیوونه شدم از دستش)،هر کدوم از ما سهمی داریم که فقط خود خدا میدونه چون خودش این سهم رو به ما داده!

بعدشم دوباره میگن که ازاین سهم راضی باشید.آخه به نظر شما مگه میییییشه؟ هااااان

سهم منِ بدبخت که تو این دنیا چیزی نبوده؟اون دنیا هم که معلوم نیس؟ آخه وقتی چشم باز کردیم دیدیم زرتی افتادیم وسط یه مشت گرگ !!

اولش با خودم میگفتم : یووهوو اینا دیگه کی هستن؟نخورن منو تموم بشم؟

یه چند سالی که گذشت 1ناخن به تن مبارک زدم دیدم نه بابا هنوز نخوردنم،یعنی ظاهری منو نخوردن به جاش باطنی خوردن.

جاتون خالی ما هم شده بودبم یکی از اونا(خاک تو سرت!یعنی چی که میگی جاتون خالی؟ مردم چیزای خوب با خاطرات شیرین خودشون رو به بقیه میگن جات خالی ؟ خُبه حالا.کودک درون بسه دیگه خفه شو!  دارم مینویسم)چه بخور بخوری شده این وسط.حالا که همه راضی هستن  . . . لقِ  ناراضی.برابچ وبلاگ نیاز به شادی داره پیمونه ها رو بیارید با اجازه جمع میخام ساقی شم.

پیک اوّل رو میریم بالا به سلامتی اونایی که دوستشون داریم و نمی دونن و اونایی که دوستمون دارن و نمی دونیم.نووش

دوّمی رومیریم بالا به سلامتی رفیقی که تورفاقت کم نذاشت،کم برداشت تا به ما کم نرسه( داش محسن رومیگم ).نووش

سوّمی رو بزنید که هرچی نارفیقه زنده نباشه و جمع جمعِ آخر نباشه.نووش

بسه دیگه بساط تعطیل جمع کنید. درسته که دنیا دنیای مجازیه ولی اینجا هم آره پیدا میشه! الانه که برابچ سایبری نیروی انتظامی پیداشون بشه.شرمنده کم بود.

خب رفقا میگفتم:

کجا بودم ؟

جایی نبودم!

چی می خواستم بگم منی که جایی نبودم؟

من کی ام ؟

تو کی هستی؟

اینجا کجاست؟

وبلاگ چیه؟

اینا با اونا رو کی نوشته؟

اصلاً داش هادی کیه؟

بهلول دیگه کیه؟

اینهمه لینک که نوشته رفقام کجان و کی هستن؟

حالم خوب نیست فکر کنم از این مرض های جدید گرفتم که میگن این روزا مُد شده.اسمش چی بود؟

لای بای زر؟

یو زایمر؟ (بمیری! درد بگیری ! خفه شی !   اوهوی واسا بینم اصلاً تو کی هستی بهم فحش میدی دهن سرویس؟)

آنزایمر؟

آهان فففففکر کنم آلزایمر باشه.

برو بابا به من چه. اصلاً نمیدونم چطوری اومدم اینجا !

ولی خودمونیم جای خوبیه. شادی وغم وغُصّه مبهمی واسه خودش داره.

پس اگه دفعه بعد یادم نرفت بازم میام اینجا.

جمع شاد باشید

1390/6/26   ساعت :19:42دقیقه


1390/06/27 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

اومدم چرا اینهمه دااااد میزنید بعضی ها ؟؟؟

بازم سلام رفقای مهربون

میدونم از اومدن دوباره من خوشحال نشدید ولی چه کنم

اومدم تا فقط به 1 نفر ثابت کنم هنوز زنده ام

به اوس رضا گل هم بگم قایم نشدم پشت حرفای قلمبه سلمبه که گفتی،ولی جای من نیستی!بخدا نیستی

الان برابچ قدیمی میگن:ای بابا اینم خودشو مسخره کرده،هی میگه میرم ولی بعد از1مدت دوباره با یه بهونه ای پیداش میشه!!

شما به بزرگی خودتون ببخشید.همینجا تو همین ماه عزیز قسم میخورم تا زمانی که زنده ام این وبلاگ رو با تمام مخلفاتش اعم از رفقا که آخرش میگم ول نکنم.

بگذریم از سفر برگشتم ،یعنی خودم نخواستم که برگردم !

خدا گفت : برو داش هادی برو که باز زود اومدی؟

اینم بگم که این چندمین سفری بود که رفتم .آخرین سفرم 4تا رگ ناقابل بود که خودش خوب یادشه.ولی قدر رگ هایی که بخاطرش فدا شدن رو ندونست،اصلاً قدر چی رو دونستی هاااااان؟

حرف آخر ریواس با بی احساس:

بس کن دیگه بخدا خسته ام،جون هرکی دوست داری ومیپرستی برنگرد که واسم قصه بگی،باور کن دیگه حوصله ندارمدوباره یادم بیاد اون چشمایی که حواسمو پرت میکرد.وخیلی چیزای دیگه که حسش نیست بنویسم.

دردی که به جونم انداختی هیچوقت خوب شدنی نیست مثل خط های یادگاری رومچ دستم،حالا خط ها رو اگه بخام میشه برم درستش کنم ولی قلبی که زخم به این عمیقی داره رو کی خوب میکنه ؟

1چیزی تا یادم نرفته بهت بگم:

هیچوقت،به هیچ وجه از من نخا که ببخشمت چون شدنی نیست.به مولا قسم نمیبخشمت.

خلاصه رفقا از اصل مطلب دور نشیم. زیاد مسافرت میرم،هم عشق و حال کوتاه مدت هم آخرت.

واای اینو بگم : توی سفر آخری که رفتم لیلی خودمو پیدا کردم!

چقدر نازه،چقدر مرام و معرفت داره خلاصه لوتی با عشق...

هر وقت میخام حسابش کنم نمیشه به مولا!!

تا دست توجیبم میکنم میبینم خالیه خالیه .

کاری که میکنم اینه که سرمو میندازم پایین چون چیزی جز شرمندگی ندارم.

میدونید چیه هرچی بهش بدی میکنم اون با روی باز به سمت من میاد و بهم خوبی میکنه تا بهم بگه من همه جوره میخامت.یعنی چه خوب باشی چه بد بازم میخامت و بهت امید دارم.

اینه عشق.

اینه دوست داشتن.

وقتی باهاش صحبت میکنم اونقدر آروم میشم که باورتون نمیشه،یه لحظه اش رو با کل دنیا عوض نمیکنم.

آخه نمیدونید وقتی دستامو باز میکنم تا منو به آغوشگرم خودش بکشه چه لذتی داره. . .

اصلاً بزار لیلی خودمو معرفی کنم که هم خیال شما راحت بشه هم خودم.

آآآآآهای داداش/آبجی با شما هستم!آره خودت رو میگم،یه وقت فکر بد نکنی در مورد من که بد جور قاطی میکنم.

لیلی من همونی هستش که میگه من از رگ گردن به شما نزدیکتر هستم.

حالا فهمیدید؟

آره همینه و بس. تعجب نکنید رفقا

آخر کار باید بگم دمِ اوس مهدی گرم که اینهمه نگران من بود ودنبال یه آدرس از من گشت که از حال و روز من دیوونه باخبر بشه که بالاخره از بهترین دوست مجازیم آخرین اثر پیداکرد وجای همتون خالی تا سحر با هم صحبت کردیم چقدر توی حرفاش امید بود

چقدر نوشته هاش زیبا بود.

آخرین اثر که تو رفاقت مجازی سنگ تموم گذاشته واسه من توش حرفی نیست.

سنا دخمل شر و شور هم دمش گرم هی میومد بهم سر میزد ولی چیزی جز وعده هایی که بهش عمل نکردم نصیبش نشد.امیدوارم اگه از من دلخور شده ببخشه.

و فاطمه خانم عزیز که یه زمانی به  هم می پریدیم و کل کل میکردیم!

اولاً یادش بخیر،دوماً من معذرت میخام، بعدشم با اون حرفی که زدی منو شرمنده کردی

به روی چشم همینجا ورود شما رو به جمع کوچیک (ولی برای من خیلی بزرگ) رفقای

 خودم تبریک میگم.

اونایی هم که یادم رفته بنویسم فکربد نکنن.همتون رو دوست دارم

جواب کامنت ها هم به دلیل نبود ترافیک بعدا میدم

رفقا ازاینکه انگشت ها،چشم ها و دل های مهربونتون رو بخاطرخوندن این مطلب اذیت کردم ببخشید


1390/05/22 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

کوتاه ولی برای من . . .

دیدید بعد هر بارونی یه دونه رنگین کمون خوشگل میاد

نمیدونم چرا چشمای من دیگه نمیتونه ببینه

این جمله واسه من 1معنی داره واسه اونم 1معنی دیگه که بهش گفتم

فعلا میخام 1سفر برم  اون دنیا  

تا ببینم اون دنیا خبری هست  یا نه؟

بازم کوتاه:

برابچ همتون رو ازصمیم قلب دوست داشتم

دیگه اسم نمیارم چون همتون واسم عزیز بودید

به مولا شک نکنید به حرفام

خدا حافظ همین

 

 


1390/05/1 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

...

دلم گرفته بود مثل همیشه رفتم پشت میز نشستم و یه برگه ورداشتم تا بنویسم.

بنویسم که مثل همیشه خالی بشم

خالی شدن من با نوشتن به این معنی نیست که دیگه راحت میشم وحالم بهترمیشه!

من با این کار فقط یه کم تخلیه میشم.همون یه کم خیلی واسم با ارزش هستش،آخه

بهم می گفت:ای کاش منم میتونستم با نوشتن خالی بشم.

پس می نویسم که زندگی یه بدبختی نیست

بلکه پاداشه

آره

یه فرصت خوب پیدا کردی که:

ببالی،

ببینی،

بدونی،

بفهمی،

و از همه مهمتر باشی.

 آینه رو پاک کن ! و ببین چه زیبایی تو رو در بر گرفته

چه شکوه بی انتهایی به در می کوبه.

چرا با چشمایی بسته نشستی؟

بخاطر چی اینهمه عبوس نشستی؟

چرا نمیتونی بخندی؟

 

 

 


1390/03/29 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

مطلب رمز دار : حامد جون پسورد شماره موبایل خودمه با 4عدد آخرخط 0935 خودت

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

1390/03/23 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

همینجوری

 

قبول دارید در یواشکی چیزایی هست که توی دوپس دوپس نیست! ! !


1390/03/23 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

دلم گرفته

با التماسی که توی حرفام،صدام،و چشم هایی که نمی دید سکوت کرد و

 گفت:همه چیز تمومه!

چند بار بهش گفتم یعنی این حرف آخرته؟

گفت:جوابم همونی هستش که گفتم . . .

دلم زرتی ریخت پایین ودنیا روی سرم خراب شد

از هجوم اشک توی چشمام فهمیدم لحظه ای تا رسوایی اشکام نمونده

گوشی رو قطع کردم.تموم که شد با یه بهونه ای صحبت روادامه دادم

ولی بی فایده بود

دِ نگرفتید که چی گفتم ، آخه معلوم بود گلوش حسابی پیشِ یکی دیگه گیر کرده

بگذریم بهت قول داده بودم کمتر بکشم سر قولی که دادم هستم

اعصابی واسم نمونده وحوصله هیچ میدون جنگی رو ندارم.

نه حال و حوصله،دعوا و زد وخورد،

البته به غیرازاین آخریش که شک ندارم آمارشو دادن بهت،بخدا توبه کردم

نه دل بستن به همونایی که گفتی زیاده

نه دل شکستن

شاید میخای باز التماست کنم؟

همه میگن آدم با گدایی چیز با ارزشی به دست نمیاره،ولی این یکی خیلی فرق میکنه

حرف آخر:

اگه بدونم شاید یه روزی تصمیمت عوض بشه تا هروقت که بخای صبر می کنم

به امید اون روز. . .


1390/03/21 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

(این صفحه ها واسم یه دنیا خاطره هستند:23)      1   2   3   4   5   6   7   ...  



سلام

داش هادی هستم

عاشق ریسك كردن

آهنگ مورد علاقه:مدارا

(شهرام شكوهی)

اگه به وبلاگ من

بیای وبدون نظر

بری خییییلی

نامردی!!!

djhadimetal607_2005@yahoo.com

چِرتُ پِرت؟
هذیون
شعر های بیابونی

بهلول

آشپزی خاله

نظر شما در مورد وبلاگ من كه به سبك بهلول هستش چیست؟